این متن شباهت زیادی به خبر دارد
صورتبندی جالبی است:
تقلب صورت گرفته است.
صاحبان قدرتِ حکومتی تقلب کرده اند.
آن ها عملی «غیر قانونی» انجام داده اند. ما و مردم به این عمل غیر قانونی اعتراض داریم. هزاران نفر را به شکل غیر قانونی زندانی کرده و حتی به قتل رسانده اند. اکنون دوستان ما در دادگاه هستند. از آن ها اعتراف گرفته اند آن هم به روش های غیر قانونی. همه چیز سراپا غیر قانونی است. اما از طرفی ما به این شکل محاکمه ها ایراد داریم و نحوه ی دادرسی و روند تشکیل دادگاه ها را «غیر قانونی» می دانیم. ما تنها داگاهی را قبول داریم که «قانونی» باشد. (این جمله آخر از بیانیه ی مجمع روحانیون نقل شده است). ما کماکان به اجرای قانون پافشاری می کنیم و ... این ها گلچینی از عباراتی است که این روزها در هر اظهار نظر اصلاح طلبانِ «اخیرا حکومتی» قابل مشاهده است.
طنز قضیه اینجاست که اساسا اگر تقلب صورت گرفته و در پس آن این فجایع اتفاق افتاده و اعتراض ها هم کملا به حق است پس دلیل سخن گفتن از دادگاه «قانونی» و مطالبه ی آن چیست!؟ جالب اینجاست که برخی از علمای اعظم پا را فراتر گذاشته و در حال ردیف کردن ایرادات حقوقی برای دادگاه های اعتراف هستند. به استناد فلان بند فلان کار ایراد حقوقی دارد. پیش فرض این است که اساسا شمشیر را از رو بسته اند و به اصطلاح کودتا کرده اند اما از این سو هم ما کماکان به اجرای قانون پافشاری می کنیم. گرفته اید زده اید کشته اید، در حال اعتراف گیری هم هستید اما لطفا «قانون» را رعایت کنید!. ما از طریق قانون مطالباتمان را پیگیری می کنیم آن هم از طریق مجاری قانونی.
در این بین به واقع معلوم نیست که اساسا این «قانون» چیست؟ از آنجا که اصلاح طلبانِ(همان) کماکان بر این باورند که کل سیستم تاریخن و انضمامن ایرادی ندارد و دلیل اتفاقات اخیر انحرافی است که توسط عده ای دامن پاک حکومت را آلوده است، قانون را چیزی فراتر از همین خواستِ بر سرِ مسندان معنا می کنند. همان آرمان های معروف. همان اعلامیه ی هشت ماده ای و ... . اما آنچه که باید در اینجا بیان کرد و مدام تکرارش کرد این است که به واقع قانون همینست که مشاهده اش می کنیم. وقایع اخیر دقیقا نقطه ی باروری همان «قانون» است که اصلاح طلبان از طنز روزگار بر اجرایش پافشاری می کنند غافل از اینکه اتفاقا عملا چیزی غیر قانونی رخ نداده است. چون قانون حکومت به شکل عریانش وارد میدان شده به همین دلیل دیگر نمی توان گفت فلان کار غیر قانونی است. قانون چیزی است که حاکم می گوید.(شکل حادش هم می شود همان حکم حکومتی) همو که یک پا درون و یک پا بیرون قانون دارد. اوست که مرزهای قانونی و غیر قانونی را تعریف می کند و اوست که می تواند اعلام وضعیت استثنایی کند(شباهت به نظرات جورجو آگامبن می شود گفت که تصادفی است و دلالتی نظری ندارد!)
بنابراین عملا در این وضعیت اتفاقا باید از کارهای «غیر قانونی» دفاع کرد و جنبش را در همان راستا به پیش برد. به سان دیالوگی در فیلم کوتاهی از مارکو بلوچیو که یکی از دانشجویان شورشی هنگامی که مسئول دانشگاه همه را به پیگیری خواست ها از طرق قانونی دعوت می کرد در پاسخش داد زد: « هی چی داری میگی؟ اگه کار ما قانونی باشه که نمی تونه چیزی رو عوض کنه»
پس یک صدا باید گفت: تویی که در این وضعیت به فکر «قانون» و اعتراض «قانونی» هستی، هی تو، خفه شو لطفا!
صورتبندی جالبی است:
تقلب صورت گرفته است.
صاحبان قدرتِ حکومتی تقلب کرده اند.
آن ها عملی «غیر قانونی» انجام داده اند. ما و مردم به این عمل غیر قانونی اعتراض داریم. هزاران نفر را به شکل غیر قانونی زندانی کرده و حتی به قتل رسانده اند. اکنون دوستان ما در دادگاه هستند. از آن ها اعتراف گرفته اند آن هم به روش های غیر قانونی. همه چیز سراپا غیر قانونی است. اما از طرفی ما به این شکل محاکمه ها ایراد داریم و نحوه ی دادرسی و روند تشکیل دادگاه ها را «غیر قانونی» می دانیم. ما تنها داگاهی را قبول داریم که «قانونی» باشد. (این جمله آخر از بیانیه ی مجمع روحانیون نقل شده است). ما کماکان به اجرای قانون پافشاری می کنیم و ... این ها گلچینی از عباراتی است که این روزها در هر اظهار نظر اصلاح طلبانِ «اخیرا حکومتی» قابل مشاهده است.
طنز قضیه اینجاست که اساسا اگر تقلب صورت گرفته و در پس آن این فجایع اتفاق افتاده و اعتراض ها هم کملا به حق است پس دلیل سخن گفتن از دادگاه «قانونی» و مطالبه ی آن چیست!؟ جالب اینجاست که برخی از علمای اعظم پا را فراتر گذاشته و در حال ردیف کردن ایرادات حقوقی برای دادگاه های اعتراف هستند. به استناد فلان بند فلان کار ایراد حقوقی دارد. پیش فرض این است که اساسا شمشیر را از رو بسته اند و به اصطلاح کودتا کرده اند اما از این سو هم ما کماکان به اجرای قانون پافشاری می کنیم. گرفته اید زده اید کشته اید، در حال اعتراف گیری هم هستید اما لطفا «قانون» را رعایت کنید!. ما از طریق قانون مطالباتمان را پیگیری می کنیم آن هم از طریق مجاری قانونی.
در این بین به واقع معلوم نیست که اساسا این «قانون» چیست؟ از آنجا که اصلاح طلبانِ(همان) کماکان بر این باورند که کل سیستم تاریخن و انضمامن ایرادی ندارد و دلیل اتفاقات اخیر انحرافی است که توسط عده ای دامن پاک حکومت را آلوده است، قانون را چیزی فراتر از همین خواستِ بر سرِ مسندان معنا می کنند. همان آرمان های معروف. همان اعلامیه ی هشت ماده ای و ... . اما آنچه که باید در اینجا بیان کرد و مدام تکرارش کرد این است که به واقع قانون همینست که مشاهده اش می کنیم. وقایع اخیر دقیقا نقطه ی باروری همان «قانون» است که اصلاح طلبان از طنز روزگار بر اجرایش پافشاری می کنند غافل از اینکه اتفاقا عملا چیزی غیر قانونی رخ نداده است. چون قانون حکومت به شکل عریانش وارد میدان شده به همین دلیل دیگر نمی توان گفت فلان کار غیر قانونی است. قانون چیزی است که حاکم می گوید.(شکل حادش هم می شود همان حکم حکومتی) همو که یک پا درون و یک پا بیرون قانون دارد. اوست که مرزهای قانونی و غیر قانونی را تعریف می کند و اوست که می تواند اعلام وضعیت استثنایی کند(شباهت به نظرات جورجو آگامبن می شود گفت که تصادفی است و دلالتی نظری ندارد!)
بنابراین عملا در این وضعیت اتفاقا باید از کارهای «غیر قانونی» دفاع کرد و جنبش را در همان راستا به پیش برد. به سان دیالوگی در فیلم کوتاهی از مارکو بلوچیو که یکی از دانشجویان شورشی هنگامی که مسئول دانشگاه همه را به پیگیری خواست ها از طرق قانونی دعوت می کرد در پاسخش داد زد: « هی چی داری میگی؟ اگه کار ما قانونی باشه که نمی تونه چیزی رو عوض کنه»
پس یک صدا باید گفت: تویی که در این وضعیت به فکر «قانون» و اعتراض «قانونی» هستی، هی تو، خفه شو لطفا!

0 comments:
Post a Comment